کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها

کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها

کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها

کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها در اقصی نقاط ایران و آسیا و در میان ترکان ایران و ترکیه و حتی ازبکستان و اویغورهای چین و غیره می باشد که در یک دست شمشیر و در دست دیگر ساز داشت. داستان از آنجا شروع می شود که علی کیشی که در ترکی به صورت عالی کیشی نیز تلفظ می شود در قلعه و برج و بارو و در فرمانروایی حاکمی جبار به نام حسن خان مهتری می کند.

در یک شب طوفانی که رعد و برق آسمان را به زمین می دوخت و اسب ها همگی ترسیده و رم کرده بودند اسبی زایمان کرده و دو کره اسب متولد می شود و علی کیشی نمی داند این اتفاق را به فال نیک گرفته و یا آن را آغاز بد یمنی های خود بداند. حسن خان دختری به نام نگار دارد که البته ارتباط عشق و عاشقی پنهانی با جوانی به نام روشن دارد و و روشن کسی نیست جز تنها پسر مهتر حسن خان یعنی علی کیشی!

روزی برای دختر حسن خان خواستگار از حکومت های مجاور که گویا حکمرمانی حسن خان زیر نظر آنها اداره می شود می رسد و موقعی که مهمانان قصد بازگشت می کنند از حسن خان درخواست اسب خوب و تیز رو می کنند چون اسب های شان در طول مسیر تلف شده اند و حسن خان به مهتر خود علی کیشی امر می کند دو مورد از بهترین اسب های قلمرو را برای مهمانان مهیا کند.

کور اوغلو

کور اوغلو

علی کیشی همان دو کره اسبی که در آن شب شوم و شاید هم خوش یمن زاده شده بودند و اکنون بزرگ شده بودند و علی کیشی قابلیت هایی در آنها می دید که دیگران قادر به دیدن شان نبود را زین می کند و وقتی مهمان چشمان ش به اسب ها می افتد به حسن خان خرده می گیرد که در قلمرو تو اسب هایی بهتر از این نبود که این چنین به ما توهین می کنی و حسن خان بر علی کیشی خشم کرده و امر به کور کردن او کرده و به همراه آن دو کره اسب که اکنون قیرآت و دورات او را از قصر بیرون می اندازد.

از این به بعد عالی کیشی کور می شود و روشن از این پس به نام کور اوغلو معروف می شود و این عبارت به معنای فرزند مرد کور می باشد. عالی کیشی چندی بعد می میرد و البته پیش از مرگ به فرزند خود وصیت می کند این دو اسب را گرامی بدار که بی نظیر هستند و از نژاد اسب های افسانه ای هستند و البته در نزد دوست قدیمی ام شمشیری است که حتما سر به این آهنگر بزن و شمشیر خود را بگیر و تغاص این همه ظلم را از حسن کیشی بگیر.

کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها

کوراوغلو قهرمان حماسی ترک ها

روشن که اکنون به نام کور اوغلو شناخته می شود در یک دست ساز داشت و به عشق نگار دختر حسن خان می نواخت و می خواند و در دست دیگر شمشیری داشت که باید تغاص این همه ظلم و ستم را از حسن خان بگیرد و حماسه شروع می شود. در روایات آمده است کور اوغلو لشگری متشکل از ۷۷۷۷ دیوانه داشت که برای برپایی عدل و عدالت قیام کرده بودند و دقیقا دیوانه یا همان دلی نامیده می شده اند.

نعره های کوراوغلو معروف بوده است و گفته می شود وقتی نعره می زد به ندرت رخ می داد حریف از ترس بیهوش نشده و توان ادامه ی نبرد داشته باشد. شمشیر وی نیز به نام مصیر قلینجی معروف می باشد و اسب وی نیز قیرآت بوده است و یکی از آن دو اسب بی نظیر است که علی کیشی چشمان اش را سر این دو از دست داد.

داستان جذب هر یک از این دیوانه ها نیز شنیدنی و جالب است و هر یک از دیوانه ها حکایت و زندگی شنیدنی دارند و البته داستان جذب شدن شان توسط کوراوغلو نیز شنیدنی تر است. از معروف ترین دیوانگان کور اوغلو می توان به عیواض، دمیرچی اوغلو دلی حسن، کوسا و …اشاره کرد.

عاشیق

عاشیق

در این حماسه عاشیق پیری به نام عاشیق مجنون زندگی می کند که سال هاست در سیاه چال حکومت حسن خان زندانی است و جرم وی نیز سرودن و خواندن اشعار حماسی ضد استبداد است و توسط پدر حسن خان در سیاه چال شده است و کماکان در سیاه چال است. کوراوغلو در محلی به نام چملی بئل یا چنلی بئل اردو کرده و قلعه ساخته و شهر آزاد بنا می کند و این مکان تبدیل به اردوگاه مبارزه علیه جور و استبداد می شود.

نخستین ماموریت کوراوغلو و دیوانگان اش آزاد کردن عاشیق جنون می باشد که پیر دانای قوم است و با برج و باروی حسن خان یورش برده و عاشیق جنون را آزاد می کنند و نبردها آغاز می شود. عاشیق ها سال ها و قرن هاست که داستان های حماسی کوراوغلو را برای مردم ترک حکایت کرده و می خوانند و حقیقتا نواخته شدن نوای کوراوغلو و خوانده شدن حکایت های این قهرمان بزرگ چنان خونی از مردمان ترک به جوش می آورد که برای خلق غیر قابل باور ترین شگفتی ها و معجزات کافیست.

البته چندی است که عاشیق و عاشیقی و حماسه ی کوراوغلو به عمد یا به سهو در آستانه ی سپرده شدن به فراموشی است و این غم انگیز است و حیف این قهرمان و این اسطوره است که به باد فراموشی سپرده شود. باری کوراوغلو با دیوانگان خود حکومت را ساقط کرده و نگار را از غم سرای پدر آزاد کرده و با او ازدواج کرده و حکومتی عاری از استبداد بنا کرده و زندگی شاد برای مردم به بار می آورد.

امروزه اپرایی نیز به نام اپرای کوراوغلو نیز ساخته شده است و البته در سال ۱۹۶۰ یک فیلم به نام کوراوغلو نیز ساخته شده است که علیرغم ابتدایی بودن دیدن اش خالی از لطف نیست. ده ها قبل اصلی ترین سرگرمی و لذت ترک های ایران و حتی ترکیه و جمهوری آذربایجان و اویغورهای چین و ترکمن ها گوش دادن به حکایت های منظوم کوراوغلو بود که توسط عاشیق ها نواخته و خوانده می شد و از مهم ترین عاشیق های ایرانی که اشعار و حماسه های کوراوغلو را برای مردم روایت می کرد عاشیق دهقان و عاشیق درویش بودند.

 

 

 

 

 

منبع: